مشکل
بی حجابی ، فقر ، فساد و ... رو تو صدا و سیما و سینما و تئاتر پیدا کنید
کجا اولین بار به مقدسات ما و امام علی الهادی النقی (ع) توهین کرد کجا قبح
حجاب را شکوند کجا قبح دست زدن به نامحرم شکست کجا توهین و افترا عادی شد
کجا فکرهای سادیسمی طنز مردمی شد همه اینا کجا بود شاید اگه ملت میشستند پا
ماهواره اینطوری نمی شدند برید تو روستا هایی که تلویزیون نبوده رو ببینید
و اونهایی که تلویزیون دارن رو ببیند دیگه وقتشه صدا و سیما و سینما رو
خراب کنیم از نوع بسازیم امروز دیدم اومدن فیلم "دموکراسی در روز روشن" رو
تو بیروت گذاشتن .... وقتش نشده که دیگه از خواب بیدار بشیم ببینیم دارند
چه می کنند با فرهنگ اسلامی و شاید ایرانی این بود خون بهای شهیدان و
جانبازان ............... فاین تذهبون
بسم رب الزهراء(س) و الشهداء و الصدیقین خدمت میثم کوچولو سلام عرض میکنم واز خدا می خواهم تو یادگارم را در زیر سایه خود حفظ نماید و خود او نگهدار تو باشد... آره میثم جان... بابا رفت... بابا رفت به صحرای کربلای ایران خوزستان داغ تا شاید درد حسین(ع) را با تمام گوشت و پوستش حس کند... بابا رفت تاشاید بتواند بر رگ بریده حسین(ع) بوسه بزند... بابا رفت تا شاید بتواند با خون ناقابلش راه کربلا را برای تمام دلهایی که هوای کربلا دارند باز بکند.... بابا رفت... تا شاید دیگربرود و پهلوی تو نباشد... اما این را بدان همه چیز ناپایدار است ... چه برای تو و چه برای من... تنها چیزی که باقی می ماند و قابل اتکاست خداست... میثم جان سال گذشته در چنین روزی ساعت 4صبح به دنیا آمدی... یکسال از عمرت گذشت... چه بسا در چنین روزی که روز به دنیا آمدن توست بابا پهلویت نباشد... اما پسرم هیچ عیبی نداره .... خدای بابا که تورا دوست داره... همیشه کنارت هست... پس ناراحت نباش و به خدا فکرکن تا دلت همیشه آروم باشه... پس بابا رفت ... خدا حافظ واین هم نامه ی شهید عباس ورامینی به فرزندش میثم ... اما...
در صحرای محشر بیرقی افراشته می شود و همه مردم
از اولین و آخرین زیر لواء آن قرار می گیرند، بااینکه وادی بسیار وسیع است،
اما جای سوزن انداختن نیست و مردم مانند تیر در ترکش به سختی در کنار هم
قرار گرفته اند ، همه سر در گریبان حسرت فروبرده اند و عرق شرم از سر و
رویشان میچکد و البته زمین نیز همچنان بیقرار حادثه...ای در شرف وقوع است،
گنهکاران و فریب خوردگان قرار ندارند و اهمال کاران و غفلت زدگان چون گنگ
خواب دیده حیرت زده اند... جملگی در انتظار موعد رسیدگی به نامه اعمال
تک تک بندگان هستند که ناگهان منادی ندا سر می دهد که «أین الرجبیون»، اهل
ماه رجب کجایید؟ جمعی بر میخیزند که چهرهشان چون قرص تمام ماه درخشان
است، صفوف پریشان و متحیر اهل محشر را می شکافند و در پیشگاه حقیقت هستی و
مالک این روز می ایستند. منادی، ندا سر میدهد که بهشت بر شما گوارا باد و
ایشان با آرامشی رشک برانگیز به سمت مامن الهی حرکت می نمایند که زمزمه ای
برمی خیزد که: "اینها چه کسانی بودند که چنین با احترام و آسان از صراط
گذشتند؟" یکی از همان سیرتان پاسخ می گوید که: ما رجبیون هستیم، زنان و
مردانی که وقتی ماه رجب با تمام رحمتش بر ما سایه افکند با روی گشاده به
استقبالش رفتیم، روزهایی از آن را روزه گرفتیم و شبهایش را به عبادت صاحبش
گذراندیم از همین روست که در این روز که نه ثروت های اندوختهتان در دنیا و
نه فرزنددان برومندتان به کارتان نمی آیند نجاتمان بخشید و مقام شفاعتمان
داد ، ما در ماه او که همان ماه رجب است از بذل مال دریغ نورزیم، تا برای
آخرت خویش توشهای فرستاده باشیم و خداوند بخشاینده به پاس این عملها مقامی
مرحمت فرمود، که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده است ... ... دروازههای
مهر و مهربانی باز شده است و سفیر مهربانی حضرت حق بشارت می دهد که :"ای
مردم، خدا همراه با برکت و رحمت و مغفرت رو به سوی شما آورده و درهای رحمت
در این ماه گشوده است"، پس کسانی که پس از گشایش، در آن را می بندند چه
عذری دارند؟
روز مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری!یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ،دلواپسی!
روز مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری ! یعنی
بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد، یعنی بهانه
در آغوش کشیدن او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود روز مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....
مولای من...
اینکه ما به مانند سلمان محمدی و علوی پیرو شما نیستیم، دلیل آن نیست که
در برای هر حرام زاده ای سکوت کنیم و مانند حر حسینی رفتار نکنیم...
پس از خواندن شعر "نقی" توسط شاهین نجفی: بعضی ها میگن چرا توهین میکنید به خواننده
محبوب ما، به جای این کارها بیاین نقد! کنید، آخه یکی نیست بگه اگر کسی به
تمام عشق و مقدسات خودت فحاشی و توهین کنه بازم حرف از نقد می زنی؟!
من یک شیعه هستم و به تمام مکاتب و مذاهب الهی احترام می گذارم و همانطور
که به عقیده کسی توهین نمیکنم اجازه نخواهم داد هر آشغالی به عقاید من
توهین کنه.
مولای
من سلام چند صبح آدینه ایست که برای دیدن سیمای پرفروغ تولحظه ای چشمان
منتظرم را به هستی نبسته ام؛تا شاید جمعه ای را با سیمای فروغین تو آغاز
بنمایم.
کاش می آمدی وپرده از خوبی ها وزیبایی ها
بر می داشتی وبالبخند زیبای خود گیتی را واژگون می ساختی.
مولای من سرور من ای کاش بودی وبانغمه دلنشین حقانیت خویش دنیای تیره وتار
بشریت رامعطر و مبارک می کردی .دلم می خواست شاپرکی داشتم تانامه های بی
شمار قلبم را برایت می آورد تا به تعجیلت تسریع ببخشد. متن نامه ای که دیشب
قلبم برایت نوشت اینگونه بود: مهدی جان سلام،من بنده ای از پروردگارت هستم
که آسمان پر ستاره مهتابی را ملاک دوست داشتنت واقع کرده ؛ من همانم که شب
را به امید ظهورت به صبح می رساند؛من کسی هستم که صبحگاه آدینه هیچگاه
چشمان خسته ومنتظرم را نبسته و نمی بندم وهمان کسی که ... دوست دارم
ملائکه از قلب من مطلع باشند وپیغام های قلبم را به گوش و قلب شنوا و رحیمت
می رساندند تا جمعه ای دیگر وجود وچشمانم به چهره روشن و نورانی تو منور
می گردید.
آخر ساعت درس یك دانشجوی دكترای نروژی ، سوالی مطرح كرد : استاد شما كه از جهان سوم می آیید ، جهان سوم كجاست؟
فقط چند دقیقه به آخر كلاس مانده بود من در جواب مطلبی را فی البداهه گفتم
كه روز به روز بیشتر به آن اعتقاد پیدا می كنم ، به آن دانشجو گفتم: جهان
سوم جایی است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند خانه اش خراب می شود و هر
كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملكتش بكوشد.
مسئولیت ما مسئولیت تاریخ است؛ بگذارید بگویند حکومت دیگری بعد از حکومت علی (ع) بود به اسم حکومت خمینی (ره) که با هیچ ناحقی نساخت تا سرنگون شد. ما از سرنگون شدن نمیترسیم، از انحراف میترسیم. “شهید غلامعلی پیچک”