|
ما اهل کوفه نیستیم ما اهل کوفه نیستیم***بی تفاوت بایستیم
|
![]() اگر مقصد پرواز است ، قفس ویران بهتر است . پرستویی که مقصد را در کوچ میابد از ویرانی لانه اش نمی هراسد ... (شهید سید مرتضی آوینی) [ پنجشنبه 8 دی 1390 ] [ 10:37 ق.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ]
[ نظرات ]
![]() از مأموریت که برگشت، خوشحال بود. پرسید:راستی فرمانده! گمراه کردن اینها چه فایده ای دارد؟ ابلیس جواب داد: امام اینها که بیاید، روزگار ما سیاه خواهد شد؛ اینها که گناه میکنند، امامشان دیرتر می آید... [ چهارشنبه 7 دی 1390 ] [ 10:37 ق.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ]
[ نظرات ]
خط های کج بالاخره یک جایی با خط مستقیم تلاقی میکنند و خط مستقیم یک جایی آنها را قطع میکند خط مستقیم همان خط رسول الله است همان ولایت فقیه است . ~~~~~~~~~~~~~ وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ ( آل عمران/169 ) وَسَلَامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَیَوْمَ یَمُوتُ وَیَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک ![]() [ سه شنبه 6 دی 1390 ] [ 10:36 ق.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ]
[ نظرات ]
![]() (برداشتی از خاطره یک مادر شهید) [ دوشنبه 5 دی 1390 ] [ 10:35 ق.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ]
[ نظرات ]
![]() اگر دشمنان عرصه را بر ما تنگ کنند حادثه عاشورا را تکرار خواهیم کرد... سید علی خامنه ای [ یکشنبه 4 دی 1390 ] [ 10:34 ق.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ]
[ نظرات ]
![]() درد " حسین " حفظ دین و شرافت انسانی است اما تمام مصائب "حوسین" خلاصه میشود در عطش و سیراب کردن بستگانش. " حسین " همیشگی است و برای هر لحظه زندگی الگویی کامل است اما "حوسین" فقط ده روز از سال خودنمایی میکند و بقیه سال بهانه ایست برای دور هم آیی دوستان قدیمی. یاران " حسین " او را بنده خدا میدانند ولی حوسینیان نعره " حوسین اللهی " سر میدهند. " حسین " هرگز خود را جای کسی جا نزد اما "حوسین" خود را جای " حسین " جا زده است. دوستان " حسین " ناخودآگاه خون گریه میکنند اما دوستان " حوسین " خودآگاه خودزنی و مجلس گرمی می نمایند و خلاصه اعلی درجات قرب را کثرت کبودیهای سر و سینه میدانند و بس. " حسین " سحرگاهان با ناله های آسمانی خود بر روی سجاده عشق حلقه اتصال شب روز میشود ولی "حوسین " سحرها...... (سحر آمدم به کویت به شکار رفته بودی تو که سگ نبرده بودی به چه کار رفته بودی)!!!!!! توضیح :ذکر آخر مجلس بعضی از مجالس حوسینی عاصیان به مجالس " حسین " برای توبه و شفاعت میروند اما در مجالس حوسینی گنه کاران برای مجلس داری به نحو دلخواه قدم میگذارند . اگر از فقهای دین از مجالس حسینی بپرسیم بدون هیچ شرطی میگویند: " احسن الاعمال " ..اما اگر از مجالس حوسینی بپرسیم میگویند : " اگر وهن دین نباشد!!!! " حرارتی که از " حسین " در قلبهاست پایدار می باشد اما حرارت حوسینی پس از یک شور حوسینی فروکش کرده و مبدل به شب خاطره و تعریف جک و قهقهه می شود. برای سوزاندن حسینیان موسیقی و آهنگ لازم نیست اما حوسینیها تا سبک نوحه معلوم نشود که " پاپ " است یا چیز دیگر حال خوشی پیدا نمی کنند. " حسین " همیشه " حسین " است اما " حوسین " گاهی اوقات " حیسین " می شود و چه بسا " سین " باضافه یک سکسکه بعدش!!!!!!!!. در مجالس حسینی غریبه تازه وارد با آشنای قدیمی هیچ فرقی ندارد و در یک سطحند اما در مجالس حوسینی تازه واردها مشکوکند و عجیبند و نباید در جایگاه قدیمی ترها بایستند. آنکه در عاشورای محرم سال 61هجری در کربلا بود " حسین " بود نه " حوسین ". [ شنبه 3 دی 1390 ] [ 10:31 ق.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ]
[ نظرات ]
دشمنان اگر میخواهند ما را بشناسند داستان کربلا را بخوانند...
[ جمعه 2 دی 1390 ] [ 10:30 ق.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ]
[ نظرات ]
إِن جَآءَکُمْ فَاسِقُ بِنَبَإٍ فتبیّنوا. (سوه حجرات، آیه ۶)
جزوه ی خاک پاشی بر آفتاب ۹٫۱۴ مگابایت [ پنجشنبه 1 دی 1390 ] [ 10:32 ق.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ]
[ نظرات ]
ردیف دوم سمت چپ یه خانمی کنار پنجره نشسته بود و صندلی کنارش تنها صندلی خالی قسمت آقایون و من فقط تا آخر خط ایستادم [ پنجشنبه 1 دی 1390 ] [ 10:30 ق.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ]
[ نظرات ]
رضا مهربان نویسنده وبلاگ مثلآب
در آخرین پست وبلاگ خود با اشاره به درخواست مفتضحانه اوباما از ایران
برای استرداد هواپیمای جاسوسی به آمریکا، در قالب نامه ای به رییس جمهور
آمریکا نوشت: سلام باراک جان خوبی داداش؟ داداش شنیدم هواپیماتو خواستی؟ راسته؟ عزیز اینکه دیگه گریه نداره.. پا زمین کوبیدن نداره.. بیا بگیرش.. بیاه! فقط داداش یه مطلبی.. اگر میشه تحویل در تهران باشه.. یا اصن همون طبس! با کامیون و C-130 هم قبول نیست.. باید با چندتا RQ-170 دیگه بیاید ورش دارید ببرید.. به جان عزیزت اگر چشم داشتی داشته باشیم.. اصن مال دنیا که ارزش این حرفارو نداره.. داره؟ فقط ما نگران امنیت این عزیز هستیم آخه بچه ها خیلی باهاش خو گرفتن.. تازه براش اسمم گذاشتن.. یادم نمیاد دقیقا.. بچه ها اسم اسب حضرت عباس چی بود؟ راستشو بخوای میخوایم ببینیم این یکی هارو میتونیم بدون صدمه عین آدم بشونیم رو زمین یا نه.. همین جان تو. بعدش همشونو پس میدیم.. اصن میخوای برای اینکه زیاد زحمتت نشه شما بیارید.. برگردوندش با خود ما.. دیگه قلقش دست بچه ها اومده! نه! ای بابا من چقدر خنگم.. بچه ها میگن شما همون رو کابل بلندشون کنید ما خودمون میاریمشون!! دیگه بچه هدایت و ارشادشون قوی شده! این همه توصیه به امر به معروف و نهی از منکر بالاخره جواب داد.. اصن به جان عزیزت لب تر کنی به جا کابل میاریم نیویورک تحویل میدیم.. کم مصرفم هستن. تا اونجا با یه باک میان شنیدم.. یا داداش این دیگه خیلی تکراری شده.. میگم اگه ورژن جدیدتری در دست ساخت دارید وایسیم با اونا بیاید ببریدش.. یه دست گرمی هم واس بچه های ماست.. هم فاله هم تماشا!! هان؟ چیه نظرت؟ اه! خاک بر سر خسیست! نخواستیم بابا! مال خودت.. خیال کردی نوبرشو آوردی؟ خودمون 200 تا از اینا داریم.. عیییین مال شما! تازه دادیم عکس آقا و حاج قاسمم روش کشیدن! یه دقه صبر کن... اصن از کجا معلوم که شما از ما کپی نکرده باشید؟!! حالا بی شوخی یه طرح دیگه هم هست: ما اینو میاریم لب مرز تحویل میدیم.. بالاخره ما مسلمونیم مال حروم از گلومون پایین نمیره.. اصن از قدیم گفتن مال بد بیخ ریش صاحبشه! این بادبادک شما زیادی دود میکنه واس هوای آلوده ما خوب نیس.. ما اینو تحویل میدیم اما.. در عوض.. 1-اموال بلوکه شده ما 2-اموالی که فراری های ایرانی با خودشون بردن به پیوست خود فراری ها! 3-به جای دانشمندایی که ازمون زدید ، دانشمند توی همون حوزه با همون سطح سواد و اخلاص! ور میدارید میارید تا معامله منصفانه باشه دیگه.. خدایی قبول نداری منصفانه اس؟ هست دیگه.. خلاصه انتخاب با خودته.. توی تصمیم گیری عجله نکن! دوستدار تو.. بچه زرنگ ایران! [ پنجشنبه 1 دی 1390 ] [ 10:29 ق.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ]
[ نظرات ]
|
|