حضرت آیتالله خامنهای
«آن كسانى هم كه در انتخابات رأى نمىآورند، مواظب باشند آن كلاهى كه بر
سر رأىنیاوردگان سال 88 رفت، بر سر آنها نرود؛ فریب نخورند. همهى
نامزدهاى انتخابات و همهى هوادارانشان، خودشان را در مقابل توطئهى
احتمالى دشمن مسئول امنیت بدانند. انتخابات را متهم نكنند؛ كسى آب به آسیاب
دشمن نریزد؛ در تبلیغات، القای فضاى اختلاف و ناامیدى نشود، تا انشاء
الله انتخابات خوبى داشته باشیم.»
سید
شهیدان اهل قلم : "حقیقت این است که کسب توفیق در جشنواره های خارج از
کشور ارزشی را اثبات نمی کند. آنها به تکنیک محض جایزه نمی دهند و راهشان
نیز با ما متفاوت است. تکنیک و محتوا را نیز نمی توان از یکدیگر تفکیک کرد و
چون این چنین است، پرُ روشن است که آنها کدامین فیلم ها را خواهند پذیرفت.
آنچه که اصلاً در شأن ما نیست، شیفتگی و مقهوریت و مرعوبیت در برابر
آنهاست"
جنگ کجایی که دلم تنگ توست رقص جنون تشنه آهنگ توست جنگ کجایی که دلم خون شده زاده لیلای تو مجنون شده حیف که فصل تو فراموش شد ناله جان سوز تو خاموش شد فصل تو فصل گل و آواز بود فصل رها گشتن و پرواز بود ذهن من و خاطره خاکریز موشک و خمپاره و جنگ و گریز خاطره ضد کمین و کمین تشنگی و سفره میدان مین جنگ کجایی که دلم تنگ توست رقص جنون تشنه آهنگ توست جنگ شهیدان تو را دیده ام روی سپیدان تو را دیده ام من زشهیدان تو شرمنده ام گرچه زکف تیغ نبافکنده ام مرگ الهی بپذیرد من را تنگ در آغوش بگیرد من را غیر شهادت که مرا دم دهد خنده زنان خاطره شادم دهد چنگ کجایی که دلم تنگ توست رقص جنون تشنه آهنگ توست ای شرف و عزت ما باز گرد تا برهانی دل ما را ز درد کاش که من هم به شهادت رسم کز قبل آن به سعادت رسم
عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است // دادن سر نه عجب، داشتن سر عجب است
امشب از معدود شب هایی ست که دلمان میخواهد تهران باشیم…جایی در تهران که
دانشگاه شریف می نامندش…قطعا از کم معرفتی ماست که هنوز نفهمیده ایم که
زنده اند شهدا و روزی خور نزد…صد البته که فهمش شهود میخواهد…و ماراچه به
شهود!….
خلاصه که اگر راهی شدید و شدند رفقا،برسانند سلام مارا…و یادشان باشد که سرسلامتی بگویند…
سرت سلامت ام شهید ما…سرت سلامت پدر شهید ما…سرت سلامت حبیبه ی شهید ما…و…سرت سلامت نازدانه ی شهید ما……
حیف که کوک نیستیم فی الحال، و گرنه حق است که بخندیم به باطن اباطیل این
حمقا، که وهم کرده اند که می توانند نور حق را خاموش کنند!…آنهم
با!…افواههم!!!
علت شلاقهایی هم که بر پیکر تاثرناپذیر جمهوری اسلامی پیدرپی وارد میکنند همین است؛ چون «ایستادیم» ما. «ایستادن ِ امیدوارانه»؛ نه ایستادن ِ ناامیدانه. بعضیها ایستادهاند و میگویند: ما تا آخرین نفس بنا داریم بایستیم، تا آخرین قطرهی خونمان را هم خواهیم داد. ما البته اگر پایش بیافتد تا آخرین قطره خون را میدهیم؛ اما... اما میدانیم به آخرین قطرهی خون نمیرسد...
مسئولیت ما مسئولیت تاریخ است؛ بگذارید بگویند حکومت دیگری بعد از حکومت علی (ع) بود به اسم حکومت خمینی (ره) که با هیچ ناحقی نساخت تا سرنگون شد. ما از سرنگون شدن نمیترسیم، از انحراف میترسیم. “شهید غلامعلی پیچک”