|
ما اهل کوفه نیستیم ما اهل کوفه نیستیم***بی تفاوت بایستیم
|
![]() درد " حسین " حفظ دین و شرافت انسانی است اما تمام مصائب "حوسین" خلاصه میشود در عطش و سیراب کردن بستگانش. " حسین " همیشگی است و برای هر لحظه زندگی الگویی کامل است اما "حوسین" فقط ده روز از سال خودنمایی میکند و بقیه سال بهانه ایست برای دور هم آیی دوستان قدیمی. یاران " حسین " او را بنده خدا میدانند ولی حوسینیان نعره " حوسین اللهی " سر میدهند. " حسین " هرگز خود را جای کسی جا نزد اما "حوسین" خود را جای " حسین " جا زده است. دوستان " حسین " ناخودآگاه خون گریه میکنند اما دوستان " حوسین " خودآگاه خودزنی و مجلس گرمی می نمایند و خلاصه اعلی درجات قرب را کثرت کبودیهای سر و سینه میدانند و بس. " حسین " سحرگاهان با ناله های آسمانی خود بر روی سجاده عشق حلقه اتصال شب روز میشود ولی "حوسین " سحرها...... (سحر آمدم به کویت به شکار رفته بودی تو که سگ نبرده بودی به چه کار رفته بودی)!!!!!! توضیح :ذکر آخر مجلس بعضی از مجالس حوسینی عاصیان به مجالس " حسین " برای توبه و شفاعت میروند اما در مجالس حوسینی گنه کاران برای مجلس داری به نحو دلخواه قدم میگذارند . اگر از فقهای دین از مجالس حسینی بپرسیم بدون هیچ شرطی میگویند: " احسن الاعمال " ..اما اگر از مجالس حوسینی بپرسیم میگویند : " اگر وهن دین نباشد!!!! " حرارتی که از " حسین " در قلبهاست پایدار می باشد اما حرارت حوسینی پس از یک شور حوسینی فروکش کرده و مبدل به شب خاطره و تعریف جک و قهقهه می شود. برای سوزاندن حسینیان موسیقی و آهنگ لازم نیست اما حوسینیها تا سبک نوحه معلوم نشود که " پاپ " است یا چیز دیگر حال خوشی پیدا نمی کنند. " حسین " همیشه " حسین " است اما " حوسین " گاهی اوقات " حیسین " می شود و چه بسا " سین " باضافه یک سکسکه بعدش!!!!!!!!. در مجالس حسینی غریبه تازه وارد با آشنای قدیمی هیچ فرقی ندارد و در یک سطحند اما در مجالس حوسینی تازه واردها مشکوکند و عجیبند و نباید در جایگاه قدیمی ترها بایستند. آنکه در عاشورای محرم سال 61هجری در کربلا بود " حسین " بود نه " حوسین ". [ شنبه 3 دی 1390 ] [ 10:31 ق.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ]
[ نظرات ]
|
|