تبلیغات
ما اهل کوفه نیستیم - نامه به میثم

نامه به میثم

یکشنبه 7 خرداد 1391 07:09 ب.ظنویسنده : دانیال علمدار

 

بسم رب الزهراء(س) و الشهداء و الصدیقین
خدمت میثم کوچولو سلام عرض میکنم واز خدا می خواهم تو یادگارم را در زیر سایه خود حفظ نماید و خود او نگهدار تو باشد...
آره میثم جان...
بابا رفت...
بابا رفت به صحرای کربلای ایران خوزستان داغ تا شاید درد حسین(ع) را با تمام گوشت و پوستش حس کند...
بابا رفت تاشاید بتواند بر رگ بریده حسین(ع) بوسه بزند...
بابا رفت تا شاید بتواند با خون ناقابلش راه کربلا را برای تمام دلهایی که هوای کربلا دارند باز بکند....
بابا رفت...
تا شاید دیگربرود و پهلوی تو نباشد...
اما این را بدان همه چیز ناپایدار است ...
چه برای تو و چه برای من...
تنها چیزی که باقی می ماند و قابل اتکاست خداست...
میثم جان سال گذشته در چنین روزی ساعت 4صبح به دنیا آمدی...
یکسال از عمرت گذشت...
چه بسا در چنین روزی که روز به دنیا آمدن توست بابا پهلویت نباشد...
اما پسرم هیچ عیبی نداره ....
خدای بابا که تورا دوست داره...
همیشه کنارت هست...
پس ناراحت نباش و به خدا فکرکن تا دلت همیشه آروم باشه...
پس بابا رفت ...
خدا حافظ
واین هم نامه ی شهید عباس ورامینی به فرزندش میثم ...
اما...

آخرین ویرایش: دوشنبه 20 خرداد 1392 06:35 ب.ظ

 
پنجشنبه 25 خرداد 1391 08:14 ب.ظ
سلام علیکم.
اگر ممنکه کد لوگوم رو در وبلاگتون قرار دهید ، خیلی خوشحال میشم.
بعد بیاین تو وبم و در قسمت نظرات بهم بگین که با چه عنوانی لینکتون کنم یا اگه لوگو دارین بگین که کد لوگوتون رو بذارم تو وبم.

خدا اجرتان دهد. خیلی دعاتون میکنم یا علی (ع)

a href="http://seyed.760.ir"><img src="http://images.cooltext.com/2662445.png" width="173" height="72" alt="وبسایت دینی و فرهنگی
سیّد " /></a>
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.