تبلیغات
ما اهل کوفه نیستیم - مستربینیسم

مستربینیسم

شنبه 19 مرداد 1392 03:08 ق.ظنویسنده : دانیال علمدار

 


یادم هست مستربین در یكی از كمدی هایش، با استفاده از ماشین زمان بخش هایی از تاریخ انگلستان را دست كاری می كند. در یكی از ماجراها با رفتن به چند قرن قبل شكسپیر را ملاقات می كند و با دادن خودكارش به او از او میخواهد در قبالش نمایش نامه هملت و مجموعه ای از نوشته هایش را به او بدهد. شكسپیر ابله فیلم هم برای اینكه از شر دوات و قلم خلاص شود و با معجزه ای مثل خودكار مدرن راحت تر بنویسد تمام شاهكارهایش را به مستر بین می دهد. وقتی مستر بین به تاریخ حال برمی گردد می بیند در انگلستان هیچ كس انگلیسی حرف نمی زند!

فكر كنید سعدی به ازای یك خودكار، بوستان و گلستانش را می بخشید به یك مستربین!

یا فرض كنید ابن سینا وقتی خیلی گرسنه بود در ازای یك دست چلو كباب كتاب قانون اش را می بخشید تا چلوكبابی در آن نان و كباب بپیچد!

یا غیاث الدین جمشید رصد خانه اش را اجاره می داد در آن فوتبال بازی كنند و با اجاره ی آن می رفت "كیش" اوقات فراغتش را بگذراند!

یا باباطاهر چون عریان بود شعرهایش را می ریخت توی شومینه منزل تا گرم بشود!

یا ...

یا بعضی از ما ایرانی ها بخاطر پایین آمدن قیمت دلار، بگن انرژی اتمی می خوایم چیكار!

بیچاره آینده ی تاریخ از دست مستربین های وطنی!

پ ن 1: از اون لحاظ كه بعضی ها می گن ما خسته شدیم!

پ ن 2: صدای من دقیقا از جای گرم در میاد...


آخرین ویرایش: سه شنبه 5 شهریور 1392 09:12 ق.ظ

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.