تبلیغات
ما اهل کوفه نیستیم - یافاطمه اشفعی لنا فی الجنه

یافاطمه اشفعی لنا فی الجنه

جمعه 15 شهریور 1392 08:11 ب.ظنویسنده : دانیال علمدار

 

هوای دیدن خورشید در سرم افتاد
که ناگهان به دلم جذبه ی حرم افتاد
کسی میان دلم ((اشفعی لنا )) می خواند
کسی که خاک ترین بود و از طلا می خواند
تویی سرودن شعرم تویی ترانه ی من
بهانه ای به غزل های عاشقانه ی من
درخت بی ثمری را به بار آوردی
در این زمین کویری بهار آوردی
نداشت فاطمه در شهر خود مزار اما
برای فاطمه در قم مزار آوردی
نگه ندار ز ما سایه ی پناهت را
و قدر یک مژه بر هم زدن نگاهت را
دوباره بال گشودم شبیه پروانه
و با اجازه سرودم شبیه پروانه
کسی که پای ضریحت دخیل می بندد
دخیل را به پر جبرئیل می بندد
طلا ز خاک در کوی تو محک خورده است
کنار سفره ی تو آب هم نمک خورده است
برای وصف قم از رود نیل باید گفت
غزل، قصیده نه بحر طویل باید گفت
به چشم می خورد اینجا زیارت مریم
سمیه، آسیه، هاجر، خدیجه، حوا هم
زمین همیشه تو را با برادرت می دید
تو ماه بودی و نام برادرت خورشید
چقدر در حرمت بوی عشق می آید
خیال می کنم عطر دمشق می آید
شبی که فال بجز عشق را نمی آورد
دلم برای زیارت بهانه می آورد
کسی میان دلم ((اشفعی لنا))می خواند
صدا صدای خودم بود از شما می خواند

آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.