ما اهل کوفه نیستیم
ما اهل کوفه نیستیم***بی تفاوت بایستیم
خوش آن دمی که بهاران قرارمان باشد
ظهور مهدی زهرا بهارمان باشد


حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد
رابه تمامی دوستان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت
را از درگاه خداوند متعال و سبحان برای شما دوستان مسئلت مینمایم

[ دوشنبه 29 اسفند 1390 ] [ 09:31 ب.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ] [ نظرات ]

سید حسن نصرالله:
یا تسلیم ذلیلانه، یا نابودی، مرگ با عزت.
حقیقتا در آن لحظه -فکر می‌کنید چرا بنده هر سال و در هر دوره به این جمله می‌پردازم.- پیش از این که با برادرانم مشورت کنم و خبر را برسانم، آن‌چه بلافاصله به ذهن، عقل و قلبم خطور کرد روز عاشورا بود که حسین ایستاد و گفت:«ألا إن الدعی إبن الدعی قد ركز بین إثنتین، بین السلة والذلة وهیهات منا الذلة» به این گوینده می‌گویم: تو بیش از هر کس ما را می‌شناسی. بیش از آن کسانی که این توهم به ذهنشان راه پیدا می‌کند. تو ما، تاریخ، عقلانیت، فرهنگ و اراده‌ی ما را می‌شناسی. «هیهات منا الذلة. یأبى الله لنا ذلك ورسوله والمؤمنون وحجور طابت وطهرت ونفوس أبیة وأنوف حمیة من أن نؤثر طاعة اللئام على مصارع الكرام.» به همین خاطر است که شهدای ما در سطح عباس موسوی، راغب حرب و عماد مغنیه هستند. ما اهالی این مقاومت هستیم. به شما می‌گویم: همین‌جا هستیم. خواهیم ماند. در این راه. در راه این نگاه. با همین صراحت. با این اصول. نگران آینده نباشید. امروز اسرائیل و آمریکا هستند که نگران و ضعیفند. ما می‌توانیم با هم با این فتنه، با این فرصت اسرائیل، به وسیله‌ی بصیرت، ثبات و اراده‌ی بیگانه با شکست، مقابله کنیم.

[ دوشنبه 29 اسفند 1390 ] [ 09:02 ق.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ] [ نظرات ]


 

پایان سال است اما دلم برای بهار تنگ نیست

 

دلم برای ماهی های قرمز توی تنگ کوچک ذوقی ندارد

 

حتی شور و شوق سبزه و هفت سین هم ندارم

 

دلم برای تو تنگ شده است

 

آخر روزهایی که گذشت تو بودی و من

 

چگونه بدون تو سالی را نو کنم

 

شلمچه

 

آیا بازهم تو را خواهم دید؟..

http://stn.persianblog.ir


[ یکشنبه 28 اسفند 1390 ] [ 10:47 ب.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ] [ نظرات ]

حجت الاسلام دانشمند : اگر من از مظلومیت رهبر بگویم شاید دلتان خون بشود ، خیلی مظلومند ایشان .
این موضوع را من با یک واسطه می گویم . با یکی از محافظ های آقا در حرم امام رضا روبروی ضریح ، دو به دو با هم بودیم .
گفتم از آقا چه خبر ؟
میگفت ما روزهای دوشنبه ، ( این را میگفت و گریه میکرد ) می رویم سرکشی میکنیم به خانواده شهدا . آقا می فرمودند به خانواده شهدا نگویید که ما می آییم که به زحمت نیافتند .
یک ربع قبل آقا در ماشین هستند ما درب میزنیم و میگوییم آقا می خواهند تشریف بیاورند منزل و یک سلام و علیکی با مادر و پدر شهید نمایند .
یکبار رفتیم درب خانه دو شهید ، من خودم رفتم دیدم درب باز است و آب و جارو کرده اند . درب زدم ، مادر شهید آمدند دم درب و گفتند : آقا کو ؟
گفتم : کدام آقا ؟
گفت : مقام معظم رهبری کجاست ؟
گفتم : شما از کجا می دانید ؟
شروع کرد به گریه کردن ، گفت دیشب خواب بچه هام را دیدم ، بچه ها آمدند گفتند خوش بحالت ، فردا سید علی می خواهد بیاید خانه تان .
به اینجا که رسید ، مقام معظم رهبری هم رسیدند به درب خانه .

بعد مادر شهید گفت من خواب دیدم که امام هم تشریف آوردند و گفتند فردا آقا سید علی آقا می خواهند بیایند ، ما هم تبریک می گوییم . و یک مطلبی هم امام فرمودند و پیغام دادند که من به شما بگویم .
مقام معظم رهبری فرمودند چه پیغامی ؟
مادر شهید گفتند : امام فرمودند سلام ما را به آقا سید علی آقا برسانید و به ایشان بگویید اینقدر از خدا طلب مرگ نکن ! فرج نزدیک است ان شاءالله .
آقا خیلی گریه کرد .
حجت الاسلام دانشمند : مظلوم است آقا . یک کاری نکنیم که اگر گره ای نمی توانیم باز کنیم ، لااقل گره بر گره نیاندازیم .این واقعاً ظلم است ، خدا نمی بخشد .
در این دنیا مرکز شیعه فقط ایران است . افغانستان ، پاکستان ، مصر ، عربستان و عراق را ببینید . در ممالک اسلامی کجا شیعه همه کاره است ، ایران مرکز شیعه است ، دل امام زمان به شما بسته شده و امید امام به شماست .
خدایا رهبر مظلوم و با کرامت انقلاب را بحق امام زمان محافظت بفرما .

[ یکشنبه 28 اسفند 1390 ] [ 09:05 ق.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ] [ نظرات ]
هیچ کس با نام آزادی، دیوار خانه خود را بر نمی دارد...

هیچ صاحب گنجی گوهر خود را در معرض دید دیگران قرار نمی دهد...

هیچ باغبانی را سرزنش نمی کنند که چرا دور باغ خود حصار کشیده است...

اگر مقابل پنجره خانه ات توری نزنی از مزاحمت حشرات در امان نخواهی بود...




طبقه بندی: فرهنگی،
[ شنبه 27 اسفند 1390 ] [ 09:02 ق.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ] [ نظرات ]
شاگرد: استاد، چکار کنم که خواب امام زمان(عج) رو ببینم؟

استاد: شب یک غذای شور بخور،آب نخور و بخواب. شاگرد دستور استاد رو اجرا کرد و برگشت.

شاگرد: استاد دیشب دائم خواب آب میدیدم! خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب مینوشم،کنار نهر آبی در حال خوردن آب هستم! در ساحل رودخانه ای مشغول...!

استاد فرمود: تشنه آب بودی خواب آب دیدی؛ تشنه امام زمان(عج) بشو تا خواب امام زمان(عج) ببینی...!

[ جمعه 26 اسفند 1390 ] [ 10:54 ق.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ] [ نظرات ]

دختر یک آدم طاغوتی بود .یک روز آمد در مغازه . یادم نیست چی می خواست ولی می دانم محمود چیزی نفروخت به اش ،عصبانی شد تهدید هم کرد حتی.
شب با پدرش امد دم خانه مان .نه برد و نه آورد محکم زد توی گوش محمود .محمود خواست جوابش رو بدهد بابام نگذاشت .می دانست پدرش توی دم و دستگاه رژیم برو بیایی دارد . هر جور بود قضیه را فیصله داد.دختر دو سه بار دیگر هم امد در مغازه. محمود چیزی به اش نفروخت . می گفت :ما به شما بی حجاب ها هیچی نمی فروشیم.

[ پنجشنبه 25 اسفند 1390 ] [ 09:06 ق.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ] [ نظرات ]


ﻫﻨﮕﺎﻣﯿﻜﻪ ﺟﻨﺎزﻩ ﻋﻠﯽ را آوردﻧﺪ ﺑﺎ ﺧﻮد ﻣﯽﮔﻔﺘﻢ از درد ﻓﺮاق ﭼﻪ ﻛﻨﻢ. ﻣﺪام ﺑﻪ ﯾﺎد ﺣﺮﻓﻬﺎی» .ﻋﻠﯽ ﻣﯽاﻓﺘﺎدم ﻛﻪ ﻣﯽﮔﻔﺖ ﻫﺮ وﻗﺖ ﻏﻢ دوریام آزارت داد، ﯾﺎدی از ﺷﻬﺪای ﻛﺮﺑﻼ ﺑﻜﻦ

ﺑﻪ ﺧﻮد ﮔﻔﺘﻢ ﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺗﺮﯾﻦ ﺻﺪا ﺑﺮای ﺷﯿﻄﺎن، ﺻﺪای اﻧﺴﺎﻧﯽ اﺳﺖ ﻛﻪ از درد ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﻪ درﮔﺎﻩ ﺧﺪا ﻧﺎﻟﻪ ﻣﯽﻛﻨﺪ. ﭘﺲ ﺑﻪ ﺻﺪﯾﻘﻪ ﻛﺒﺮی ﻣﺘﻮﺳﻞ ﺷﺪم. وﻗﺘﯽ ﻛﻪ ﻣﯽﺧﻮاﺳﺘﻨﺪ ﻋﻠﯽ را ﺗﺸﯿﻊ ﻛﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﻌﺮاج رﻓﺘﻢ. ﻋﻠﯽ آرام ﺧﻮاﺑﯿﺪﻩ ﺑﻮد. از ﭘﺎ و ﭘﻬﻠﻮ زﺧﻤﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮد. ﺑﻌﺪ از آن ﻗﺴﻤﺘﯽ از وﺻﯿﺘﻨﺎﻣﻪاش را ﺧﻮاﻧﺪﻧﺪ.

ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮد: ﺑﺮای ﻗﺮآن ﺗﻼش ﻛﺮدﻩام. درد دﻟﻢ را ﺑﻪ ﮔﻮر ﻣﯽﺑﺮم و از ﻛﺴﯽ ﺷﻜﺎﯾﺖ ﻧﺪارم. ﺟﺒﻬﻪ ﻣﺤﻞ ﺻﻔﺎﺳﺖ و اﻧﺴﺎﻧﻬﺎ در آن ﺑﻪ ﻋﺮوج ﻣﯽرﺳﻨﺪ.

.ﺳﺎﻋﺖ ﭘﻨﺞ ﺑﻌﺪ از ﻇﻬﺮ ﻣﺮاﺳﻢ ﺗﻤﺎم ﺷﺪ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮد ﻛﻪ در ﺷﺐ اول ﻗﺒﺮ ﺑﯿﺎ ﺳﺮ ﻣﺰارم ﺑﻪ آﻧﺠﺎ رﻓﺘﻢ وﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎزﮔﺸﺘﻢ ﻋﻠﯽ را در ﺧﻮاب دﯾﺪم. آﻣﺪ، ﺑﺮق ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺎ را روﺷﻦ ﻛﺮد و ﭘﻬﻠﻮﯾﺶ را ﻧﺸﺎﻧﻢ داد و ﮔﻔﺖ: »ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺑﺒﯿﻦ زﺧﻢ ﭘﻬﻠﻮﯾﻢ ﺧﻮب ﺷﺪﻩ.« از آن ﺑﻪ ﺑﻌﺪ آرام ﺷﺪم. ﻫﺮ وﻗﺖ ﻏﻤﯽ ﺑﻪ دﻟﻢ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﻣﯽﻛﻨﺪ، ﻋﻠﯽ ﻣﯽآﯾﺪ...»

راوی:ﻫﻤﺴﺮ ﺳﺮدارﺷﻬﯿﺪﻋﻠﯽ ﺑﯿﻨﺎ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﮔﺮدان 414 ﺣﺴﯿﻦ اﺑﻦ ﻋﻠﯽ از ﻟﺸﮕﺮ ﺛﺎراﻟﻠﻪ

[ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 09:03 ق.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ] [ نظرات ]

مرد سرتو بالا بگیر از چی‌ خجالت میکشی؟

خجالت را باید کسانی‌ بکشند که نان را از سفره تو دزدیده‌اند و حساب بانکیشان را در
کشورهای دیگر پر کردند . . .

نمایندگانی که تازه میخواهید در مجلس فعالیت کنید به فکر اینگونه اقشار جامعه باشید نه به فکر پست و مقام و جیبتان....

[ سه شنبه 23 اسفند 1390 ] [ 09:05 ق.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ] [ نظرات ]

یکبار یادم هست در نیویورک خواستم در فرصت یک دقیقه ای با لری کینگ مصاحبه کنم.به چشم بر هم زدنی نشستم مقابلش و خیلی تند سوالم را پرسیدم.لری کینگ آمدجواب بدهد که خانم کریستین امان پور پرید وسط ماجرا.گفت:"این کار شما خیلی غیر حرفه ایست آقای نجف زاده!شما باید اول با دفتر سی ان ان در فلان جا هماهنگ کنید.امکان ندارد بگذارم مصاحبه کنید".بعدبلند نچ نچ می کرد و می خواست ما را بلند کند.یک خانم دیگری هم که فارسی زبان بود و همکارش با کمال احترام به خانم امان پور هر چه او می گفت تکرار می کرد و من محکم به صندلی ام چسبیدم.بعد از لری کینگ خواستند بلند شود و بدون هماهنگی حرفی نزند.پیرمرد تحویل نگرفت.
گفتم ببخشید دیگر ما حرفه ای نیستیم خانم.همین شکلی هستیم .دوباره سوالم را پرسیدم.لری کینگ اینقدر پیرمرد خوبی بود.قشنگ جواب داد.

بخواهی هماهنگ کنی یا هیچ وقت یا وقتی دیگر دیر شده به مقصد می رسی.من بارها تجربه کردم.صدبار با دفتر شیراک تماس گرفتم و بارها نامه دادم نشد.تا اینکه در یک نمایشگاه کشاورزی گیرش آوردم.گرچه محافظ های شیراک حسابی از خجالتم در آمدند وقتی می خواستم از اصل غافلگیری استفاده کنم.سوالم را به زور پرسیدم. شیراک هم جواب کوتاهی داد.تمام تنم کبود شداما مصاحبه را گرفتم.

 مدیر برنامه ها می گویند راه این است،چاه این است...تو باید از راه دگر بروی برادر!با مسی هم همین شکلی مصاحبه کردم.باید از اصل غافلگیری استفاده کردبا کانتونا نشد.با زیدان نشد.با سارکوزی نشد.نامه نگاری های ما همه بیهوده بود.گرچه خبرنگارهای غربی لب تر کنند با رییس جمهور ایران مصاحبه می کنند.


[ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 09:04 ق.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ

مسئولیت ما مسئولیت تاریخ است؛ بگذارید بگویند حکومت دیگری بعد از حکومت علی (ع) بود به اسم حکومت خمینی (ره) که با هیچ ناحقی نساخت تا سرنگون شد. ما از سرنگون شدن نمی‏ترسیم، از انحراف می‏ترسیم. “شهید غلامعلی پیچک”
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
لوگوی وبلاگ
 
22.gif
 

 

 
 
************************
************************

 

************************ طرفداران عدالت ************************

************************ ************************
افسران جوان جبهه جنگ نرم
************************ ************************
*آرمان های اینجوری*
************************ شیعه مولا ************************