|
ما اهل کوفه نیستیم ما اهل کوفه نیستیم***بی تفاوت بایستیم
|
![]() همیشه پای یک هاشمی در میان است! لندن شلوغ شده نمیدونم چرا یاد این مرحوم مهدی هاشمی افتادم ! ماشالله هرجا میره یه فتنه ای راه میندازه! طبقه بندی: سیاسی، [ چهارشنبه 19 مرداد 1390 ] [ 01:25 ب.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ]
[ نظرات ]
علیرضا نوری زاده، در برنامۀ خود به نام «پنجرهای رو به خانۀ پدری» به پخش مستند «الماسی برای فریب» واکنش نشان داد. نوریزاده که بیشتر به نام تحلیلگر «صدای آمریکا» شناخته می شود با بیان اینکه انسانها در مواقعی شکننده میشوند مدعی شد: از هفتۀ چهارم-پنجم که با او حرف زدم، متوجه شدم لنگییی در کارش هست؛ یکی اینکه دربارۀ آقای خامنهای حرف نمیزددوم اینکه علیه جنبش سبز بلند شد، علیه آقای موسوی و آقای کروبی، که یک دفعه من قطع کردم. یادتان هست برنامه قطع شد؟ برای اینکه به او گفتم اصلاً چنین نیست؛ این دو انسان هر چه هم در گذشته بودند، آزادمردند، ایستادهاند و مردم ایران آمدهاند پشتشتان ایستادهاند و کارتان درست نیست.نوریزاده همچنین اظهار داشت: «امیر فرشاد ابراهیمی» که اولین بار با آقای مدحی آشنا شده بود به من هشدار داد – انصاف است اینجا بگویم، چندین نوبت به من هشدار داد – اما من همیشه اینجوری آقای مدحی را میدیدیم، که حتی اگر پروژه باشد، من که با او زندگی نمیکنم. نوریزاده در مورد «محمّدرضا مدحی» اظهار داشت: او آدم معتقدی بود، وقتی نام حضرت فاطمۀ زهرا (س) میآمد، دگرگون میشد، گلایه میکرد از بعضی تلویزیونهای اپوزیسیون که تعرض میکنند به اعتقادات مردم. هرگز مستند حرفهایم، مدحی نبود این عنصر اپوزیسیون خارجنشین، با انکار تمام گفتههای قبلیاش اظهار داشت: گاهی میشد که مدحی مطلب خودم را به خودم تحویل میداد و من آنجا متوجه میشدم مدحی چیزی برای گفتن ندارد. و نامههایی هم که در میآورد یا نامههای مأموریتهای قبلی بود یا درست میکرد و چندین نوبت مچش را گرفتم! نوریزاده که بارها و بارها در برنامههایش با مدحی مصاحبه کرده بود، گفت: مدرکی برایم فرستاد، غلط بودنش را دیدم. ... در مدارکش ضعفهای عجیب و غریب بود. تاریخ زده بود بالا با تاریخ پایین درست نبود [همخوانی نداشت]... من هرگز به این مطالب اعتماد نکردم. هیچگاه مستند حرفهای من، آقای مدحی نبود! فهمیدم صدا ضبط میکند! نوریزاده در بخش دیگری از اظهاراتش گفت: بعد از مدتی سوء تفاهمی پیش آمد. زنگ زدم، گفتم: آقای مدحی شما این حرفها را زدی؟ گفت: نه، من نزدم فلان شخص زده، و صدای آن شخص را برایم پخش کرد. دیدم اینها کارشان این است که صدا ضبط میکنند و برایم مشخص شد آقای مدحی صدا ضبط میکند... دیدم او دارد برنامهای میریزد. مدحی در جلسۀ مشترک اوپوزیسیون نبود نوریزاده گفت: به دعوت «برنارد لوی» (فیلسوف و سیاستمدار فرانسوی که روابط نزدیکی با سارکوزی دارد) به فرانسه رفتیم و سخنرانی کردیم، من بودم، آقایان حسن شرفی، عبدالله مقتدی، مهرداد خونساری، محسن مخملباف بود که آنجا اعتراضی هم کرد که ما به دعوت چه کسی به اینجا آمدهایم که آقای «لوی» گفت: به دعوت من. اصلاً آقای مدحی در کار نبود و ایشان در تایلند بود. نوریزاده گفت: بعد از آن سفر، مجدداً به دعوت خانم حبیبی از صدای فرانسه، به پاریس رفتم برای کنفرانسی دربارۀ تونس. همان روز دیدم محمد رضا شاهید (خبرنگار صدای آمریکا در پاریس) با مدحی گفتوگو میکند. شاهید گفت امروز مدحی معرفی شد که یکی از بلندپایگان سپاه به جنبش پیوسته. موقع خروج چند گردن کلفت او را بردند. گفتم اینها دیگر چیست؟ خونساری گفت: «بله ایشان چون قرار است کار بزرگی انجام دهد، در خطر است». «جمع یاران» دو نفره بود! او ادامه داد: از این جلسۀ معرفی، که کنفرانس مطبوعاتی هم در پایانش برگزار شد و تصویر مدحی و جهانشاهی هم آنجا منتشر شد، دیگر غیبش زد. من از دکتر خونساری پرسیم و او گفت مدحی شرایطی دارد که نباید ظاهر باشد. خُب طبیعی بود، فردی آمده در اپوزیسیون با جمع یارانش، که بعد معلوم شد دو نفر بودند! و میخواهد حکومت را براندازد. نوریزاده افزود: آقای مدحی هر جا صحبت میکرد میگفت که ما یک گروه هستیم. و این جمع یاران همه جا هستند. پاسدارهای معروف و بزرگاند. و این گفتهها باعث شده بود برخی به او توجه کنند.
نوریزاده که پیش از این انرژی زیادی صرف مدحی کرده بود، اعتراف کرد که این روزها به شدت تحت فشار افکار عمومی است. او گفت خیلی سؤال شده این مدت که با وضعیت بهوجود آمده، نوریزاده چه میگوید. من اینجا بگویم: از دل پاک ما و نیت صادقانۀ ما خیلیها سوء استفاده کردند. .... در این سالها از افرادی ضربه خوردم که دوستشان داشتم و همه جور به آنها کمک کردم. اعتراف به آدمربایی رژیم صهیونیستی نوریزاده در قسمت دیگری از صحبتهایش مدعی شد «مدحی محلی از اعراب ندارد». آمریکا و اسراییل اطلاعات فراوانی دارند. او برای نمونه اظهار داشت: اسراییلیها عسگری را بردند، تمام برنامۀ هستهای را فهمیدند. دریافت مستند الماسی برای فریب www.khabaronline.irطبقه بندی: سیاسی، [ شنبه 21 خرداد 1390 ] [ 09:34 ق.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ]
[ نظرات ]
اسفندیار رحیم مشایی، رئیس دفتر جناب آقای دکتر احمدی نژاد، در دورانی که
ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری را بر عهده داشته، سخنانی بسیار عجیب
پیرامون اسلام و اسلام گرایی ایراد نموده است. در بخشی از این سخنرانی مشایی صریحا اعلام می کند که دوران اسلامگرایی به پایان رسیده است همانگونه که دوران اسب سورای تمام شده است!
براستی آیا چنین کسی که معتقد است دوران اسلام خواهی
به پایان رسیده است دیگر اعتقادی به امامت و ولایت دارد که بگوید من در
انتظار ظهور امام زمان هستم ؟ آیا خواندن دعای اللهم عجل لولیک الفرج
و...امری صوری و برای فریب افکار عمومی نیست؟ و آیاچنین کسی می تواند
معتقد به ولایت فقیه باشد؟ بی تردید چنین فردی با این اعتقاد خطرناک که در
پوشش اصول گرایی وارد شده است برای رسالت مهمی به میدان آمده است و آن
"براندازی نظام ولایی با رنگ و لعاب ولایی!" می باشد.
حال با توجه به اظهارات سخیف و هتاکانه این نیروی نفوذی آیا برخی همچنان دچار شک و تردید می باشند و منتقدین رئیس دفتر ریاست محترم جمهوری را بی بصیرت تلقی می کنند؟! طبقه بندی: سیاسی، [ جمعه 6 خرداد 1390 ] [ 08:29 ق.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ]
[ نظرات ]
«فتنه دوم»، كلیدواژهای است كه این روزها دیگر باید به شنیدن آن عادت كرد. نخبگان اصیل گفتمان انقلاب اسلامی از مدتها پیش وقوع فتنهای بزرگتر از فتنه 88 را پیشبینی و نسبت به تبعات سنگین آن برای انقلاب اسلامی اظهارنگرانی كرده بودند. ماجرای وزیر اطلاعات و ورود مقام معظم رهبری به این موضوع، مانند دستی نیرومند پرده بزرگی را از مقابل دیدگان دلسوزان انقلاب كنار زد تا به یكباره با ابعاد مختلف این فتنه بهصورت یكپارچه آشنا شوند و پازلی را كه هر تكه آن در سالهای اخیر، بدون ارتباط منطقی در كنار یكدیگر قرار گرفته بود حالا با روشن شدن ابعاد ماجرا، با سر و شكل مشخص و معنا و مفهومی مستقل از اجزا ادراك كنند. پازلی كه لیبرالیسم فرهنگی، اتكا به علوم غریبه، مهدویتگرایی جعلی و فساد سیاسی و اقتصادی از اجزای آن بود كه در قاب تمایل سیریناپذیر به قدرت در ابعاد مختلف آن، معنا و مفهوم پیدا میكرد. پازلی كه وقتی اولین قطعههای آن، قبل از انتخابات سال 84 در سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران چیده میشد، هیچكس فكر نمیكرد منتخب عدالتگرای اصولگرایان را اینچنین به محاق ببرد. محاقی كه هنوز چهرههایی چون رسایی و پناهیان امیدوارند رییسجمهوری جان سالمی از آن به در ببرد طبقه بندی: سیاسی، [ سه شنبه 27 اردیبهشت 1390 ] [ 12:55 ب.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ]
[ نظرات ]
![]() اگر جریان جمل در تاریخ صدر اسلام باز شناسی شود متوجه این حقیقت می شویم كه دو گروه مشخص شده یهنی پاسداران با اخلاص منحرف شده و آنها كه از اول منافق و مزدور وفرصت طلب بودند، یعنی اهل طمع و سقوط یافتگان در چنین عرصه ای به هم می رسند و تمام قد در مقابل حقیقت می ایستند.نماد سرداران بازگشته از ایثار زبیر سیف الاسلام است و طلحه الخیر و نماد فرصت طلبان مروان و دار و دسته بنی امیه اند كه هیچ گاه به اسلام ایمان نیاوردند.یكی از عبرت گاه های تاریخ در هم داستانی سرداران سابق و منافقان همیشه برای رقم زدن بزرگترین فتنه تاریخ اسلام است. كسی از یاد نمی برد كه در روزگاهر تنهایی علی، این زبیر بود كه با اندك یاران حضرتش غم روزهای بی فاطمه را بر او تسكین می بخشد.همان زبیر بود كه در جمع معدود تشییع كننده ی زهرای مرضیه حضور داشت؛اما همین سوابق نازنین هم نتوانست وی را از هجوم شیطان در قالب حب فرزند مشئومش عبد الله،در ریاست طلبی و حرام خواری،از روزمرگی و رضایت به باطل و... نجات بخشد. روایت است وقتی سر بریده اش را در مقابل امام علی(ع) گذاشتند، بر آن حسرت خوردند و لب از ناراحتی گزیدند و در غم و اندوه این سوء عاقبت كرستند. چنانكه دیروز هم پیر مراد ما آن هنگام كه شخصیتی را كه به تعبیری خودشان پاره تن شان به شمار می آوردند از مقام عظمای قائم مقامی رهبری- به سبب خطاهایش- عزل نمود، از غم اشتباه او آب شدند و چنان امروز هم سید فرزانه ما از اینكه بعضی از مردان قهرمان روزهای حماسه چگونه در دام های نفاق و در بستر دنیا دوستی و خود پرستی تمام قد در مقابل انقلاب و نظام می ایستند،اشك حسرت می ریزند! ![]() زبیر ها و زیاد ها و مروان ها روزگار ما كه در لباس سازگاراها و مخملبلف ها و اكبر گنجی ها امروز رو به روی دوربین شرارات لات و عزای روزگار ما(آمریكا) قیافه روشنفكری می گیرند و كراوات بر سینه، بر گذشته روزگار خود به سخره اشاره می كنند و خودشان را عضو مستعفی و موسس سپاه می دانند و معلوم نیست بر این سابقه می بالند و یا می نالند، نه اولین و نه اخرین نمونه پیوند عاقبت به شران مجاهد دیروز و فرصت طلبان فتنه ساز امروز بوده اند و خواهند بود. همان برادران سابقی كه به سبب شهرت دوستی و حرام خواری به دنبال روزی ستند كه چون كربلا بتوانند سر حقیقت ناب زمانه ی ما را بر نیزه انحراف خود قرار دهند،غافل از آن كه امروز دیگر روز غربت عاشورا نیست و حتی كودكان نیز این سرئاران بخت برگشته و راه برگشته دیروز و امروز را می شناسند. یكی از همین كودكان در روز بیست و دو بهمن نوشته ای در دست داشت كه در آن نوشته بود: «آقای سازگارا!چشمانت را باز كن،من هوطن تو هستم كه در خیابان راهپیمایی می كنم،فقط فرق من با تو این است كه مثل تو وطن فروش نیستم.» طبقه بندی: سیاسی، [ یکشنبه 14 فروردین 1390 ] [ 05:33 ب.ظ ] [ قاسم روشن ضمیر ]
[ نظرات ]
mobarezclip.ir می
خواهم بگویم که این واقعه یازده سپتامبر بسیار اهمیت دارد و هنوز دولت
آمریکا از بیان حقیقت ترس دارد….بطوری که اخیراً بسیاری از شاهدان واقعه
۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به طرز مشکوکی کشته شده اند و این قتلها مربوط به سال
۲۰۰۱ نیست بلکه جدیداً صورت گرفته است. لطفا این کلیپ را در سایت خودتان
قرار دهید تا مردم بدانند و بفهمند که تمام این واقعه ۱۱ سپتامبر یک دروغ
بزرگ و حمله به خود (خودزنی) بوده است که به وسیله آن افکار عمومی جهان
را تغییر دهند و افغانستان و عراق را اشغال کنند و سلطه خود را بر منطقه
بیشتر سازند. این بدین معنی است که بعد از گذشت ۱۰ سال از این ماجرا، هنوز
هم آمریکا از فاش شدنِ حقایق حادثه ۱۱ سپتامبر هراس دارد.
۶،۳مگابایت/برای موبایل |
|